تبليغاتX
امپراطور درَه متال - khafan619.BLOGFa.Com
To Bury Alive Dirty's Human Inside The Empire Valley Of Metal
امپراطور درَه متال


بی جذبه

بی جذبه

 

همونطور که خیلی هاتون می دونید یکی از بزرگترین عنصر تاثیر گذار بر جنبش هوی متال فردریک نیچه فیلسوف هستی گرا بود. من داشتم کتاب چهارم سپیده دمان اثر نیچه رو ورق می زدم که پاره ی 266 خیلی برام جالب بود اونو براتون گذاشتم تا شما هم در اون تفکر کنید :

 

پاره ی266: "بی جذبه._ او جذبه ای ندارد و این را می داند. اوه، چه خوب بلد است بر این دانایی نقاب بزند! با فضیلت سخت گیرانه، با تیرگی نگاه، با بی اعتمادی پذیرفته به آدمیان و هستی؛ با بذله گوییهای پوسیده، با خوار داشتِ شیوه ی ظریفتر زندگی، با انگیختگی و دعوی ها، با فلسفه ای سُخره گر _آری، خود آگاهی مدام از این کاستی اش، مَنِشِ او گشته است."

 

 

فردی که شخصیّتش به گونه ایست که در بین افراد عادی جایی ندارد او سعی می کند به انجام کار هایی که مورد پسند مردم است بپردازد تا خود را در میان آنان جا بدهد در واقع این اعمال یک نقابیست برای پنهان کردن شخصیت اصلی اش، اما به دلیل تداوم این نقش شخصیّّتش به آن عادت کرده و به گونه ای با آن تلفیق شده و همانند رفتار جدا ناپذیر گشته است.

 

 

در انتها:

این شعر مربوط به مترجم کتاب سپیده دمان(علی عبداللهی) هست خیلی زیبا بود دلم نیومد براتون نذارمش، در مورد همین کتابه و البته باید اضافه کنم که این کتاب واقعاً فوق العاده ست.

 

 

چرخ پرنده ای

 

مکاشفه ی رازی که نمی داند

 

در ساقه ی تردش

 

        دانه ی فراموشی ست

 

حکایت از دل شنها

 

        بر می شود و

 

نامتان را در هوا می دمد

 

پس سپیده دمی بود_بی تردیدی بیدار شده_

 

که تو بیدار شدی

 

و صدایش را از دهان تو چید

 

و بازوبندش را از دستت ربود

 

و بالاپوش شنی اش

 

        را بر تو آرام کرد

N نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:52 توسط دزد دریایی |

مردی از تاریکی

چشمانم را باز می کنم در انتهای کوچه ای تنگ و تاریک ایستادم که دیوار های دو طرف بلند و سیاه هستند تمام بدنم از سرما بی حس شده آهسته قدم برمی دارم شاید آتشی برای گرم کردن خودم پیدا کنم  پاهایم نای رفتن ندارند دستکش های پاره ای که به دست دارم دیگر توانایی مقابله با این سرمای لعنتی را ندارد کمی جلوتر می روم پیر مردی بر روی آتشی خم شده و خود را گرم می کند تمام قامت او با بارانی بلند پاره پاره ای پوشیده شده سرش را بلند می کند و به من نگاه می کند چهره ی او از میان موهای بلند در هم رفته اش به سختی قابل تشخیص است با چشمان بی رمق خود از او می خواهم که در گرمای آتشش مرا هم سهیم کند اما او از من روی بر می گرداند و قدم های سنگین خود را به طرف انتهای کوچه بر می دارد من به طرف آتش می روم اما آتش هم مانند پاهای من نا ندارد و در انتها تنها چیزی که باقی می ماند یک مشت خاکستر است همچنان با تنی نحیف به راه خود ادامه می دهم من هدف خود را نمی دانم فقط می دانم که باید بروم و نمانم , در چند قدمی پاهایم پسر بچه ی لاغر و ناتوان تن خود را به آغوش سرد کوچه سیاه سپرده دستان او را در دست می گیرم چقدر سرد است به حال او غبطه می خورم که با خیالی آسوده سر بر زمین نهاده و هیچ چیز را حس نمی کند یک طفل بی گناه , ولی من!!! کاش در کودکی تن خود را به خاک می سپردم تا به گناهانم افزوده نگردد. خدای من دارم به کجا می روم همان بهتر که در کنار این کودک بی گناه سر به زمین نهم تا شاید خداوند مرا ببخشد چشمانم را می بندم کاش می شد این خواب یک خواب ابدی بود… باز چشمانم را باز می کنم نمی دانم چقدر زمان گذشته به پسربچه نگاه می کنم  اما در جای خود نیست سرم را بالا می گیرم او بالای سر من ایستاده و لبخند سردی بر لب دارد دستش را به طرف من دراز می کند دستان او را می گیرم مثل قبل سرد نیست بعد از چند دقیقه دستانش را از من جدا می کند و قدم زنان از من دور می شود در دور دست نوری پیداست او به طرف نور حرکت می کند و آن نور عجیب او را فرا می گیرد و من دیگر او را نمی بینم و باز هم به حال او غبطه می خورم  که ای کاش جای او بودم, از آینده ام می ترسم یعنی من هم به آن نور می پیوندم یا گناهان بی شمار من مانع می شوند...        

N نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 1:46 توسط دزد دریایی |

بيوگرافي مون اسپل از قلم Fernando Ribeiro

 

بيوگرافي مون اسپل از قلم Fernando Ribeiro سر پرست و وكال گروه ::


بعد از كارهاي سخت و تمرين هاي دشوار و تهيه كردن لوازم ضروري و مكاني براي تمرين كارهيمان و بالاخره پيدا كردن يك گيتاريست كه گروه ما رو كامل كندالبته مكاني كه براي  تمرين انتخاب كرده بوديم در مركز شهر كوچك Brandoa
بود.من سرعت كارمون بخاطر نميارم فقط اينو ميدونم كه اولين كارمون به نام The Feverبه سرعت آماده شد .ما شب و روز كار ميكرديم تا اينكه 12 تراك را آماده كرديم .ولي متاسفانه از كار ما استقبال نشد بخاطر كيفيت كم كار بودهمين شد كه ما تصميم گرفتيم به يك استديو حرفه اي تر برويم.ما كارمون را با بحران زيادي آغاز كرديم ..ما حتي سود كمي هم ازكارمون نبرديم و از آينده خبر نداشتيم وهمينطور نتيجه كار...به هر حال بنياد گروه را با كار سخت گذاشتيم.بالاخره با آمدن يك درامر و يك گيتاريست گروه كامل تر شد .از عواملي كه باعث شد ما دير تر ترقي كنيم تكميل نشدن گروه بود. گيتاريست ما از گروه جدا شداولين كار ما به نام Serpent Angel" منتشر شد.همچنين ما بعد از آن دعوت شديم براي ضبط يك آلبوم به همراه گروه ديگر پرتغالي كه شركت مستقلي به نام MTM  داشتند. ما احساس كرديم الان بهترين زمان براي ريسك هست ...پس رفتيم كه كار را شروع كنيم.كاربسيار سنگين بود مثلا  ما يه تراك رو 13 بار اجرا كرديم.ما تجربه هاي زيادي از آن كار كسب كرديم..ما تصميم گرفتيم يك دمو از آلبومان ضبط كنيم و همچنين  خواستيم كه تغيیرات ضروري را در گروه بوجود آوريم اولين مرحله اخراج دارمر گروه بود. سپس  , Mike  به گروه پيوست و همچنين اساسي ترين تغيير در اسم گروه داديم اسم گروه به MOONSPELL  تغيير كرد...حالا يك روع واقعي آغاز كرديم...با روحيه بهتر و آدماي بهتر...3 تا از تراك هاي كه  ضبط كرده بوديم در يك تراك در آورديم و اولين مو به نام  Anno Satanae"  در سال 1993 منتشر شد.

ما كارمون رو آلبوم جديد شروع كرديم بعد از اينكه از آلمان برگشتيم البته در آلمان در فستيوال دارك شركت كرده بوديم ما با كرمتوري در آن فستيوال شركت كرده بوديم در آن فستيوال اكثر گروهاي زير زميني گردآوري شده بودند اين تور يك كاره موفقيت آميز بود چون ما تونستيم چند تا تراك جديد براي آلبوم جديد بسازيم و همچنين تي شرت هاي براي هواداران گروه ساخته بوديم كه بخوبي فروش رفت والدميربا بعنوان مدير برنامه با ما همكاري كرد البته او ايندفعه ديگه با يك گروه بي تجربه طرف نبود. نتيجه زحمات ما آلبومي به نام ايرجيليوس شد كه كاري متفاوت با آلبوم قلب گرگ بود. در اين آلبوم ما تغيير كرده بوديم ما واقعا اين تغيير ميخواستيم .خوب يه چيزاي واقعا تو بيوگرافي نميشه گفت بايد منو بخشين . ما اولين كليپ ويديوي كه ضبط كرديم اوپيوم بود كه در در ليسبون بود.ما در 12 جولاي 1996 يك كنسرت در پرتغال ضبط كرديم ما قول هاي به طرفدارامون داده بوديم كه اميدوارم 3000 نفري كه به ديدن ما اومده بودن جوابشون گرفته باشن و هيچوقت اين كنسرت فراموش نكنن ما در آن كنسرت آلبوم قلب گرگ اجرا كرديم.كانال ويوا كه يك كانال آلماني هست يه برنامه ويژه براي ما ترتيب داد كه واقعا ازشون متشكريم.آلبوم آخر ما در پرتغال 10000 نسخه فروش كرد و همينطور جزوه 50 آلبوم پر فروش اروپا شد. ما بعد از 2 ماه تور دراروپا به پرتغال برگشتيم بزودي آلبوم ما در استرليا .اتريش..ايتاليا ...عرضه گرديد البته با پشتياني شبكه ويوا ما 50000 نسخه از آلبوم فروختيم اين در موقعيتي بود كه آلبوم مارلين منسون و كرن از نظر فروش بعد از ما قرار داشت .حالا ما كارو براي آلبوم (سين پيكادو )شروع كرده بوديم خوب تورها كمي كاراهاي مارو عقب انداخته بود البته اميدوارم اين بيوگرافي بيو بعدي نباشد چون خوب قطعا حافظه من يك كامپيوتر نيست. ما درست ازسال 1994 كار حرفه ايمون شروع كرديم ..ولي بر خلاف بيشتر گروها قصد ما فقط پيشرفت بود و ميخواستيم يك موسيقي اجرا كنيم نه چيز ديگر.بعد از سال 1997 گروه ما دچار شوك شد فكرشو بكنين ملودي ساختن ..ريتم ساختن و شعر نوشتن همه اينا دچار مشكل شديم..و در آخر مشكل از دست دادن بيسيت نيز اضافه شد بعد از اين شوك ها ما ادامه داديم ..ما يك بيسيت جديد پيدا كرديم به نام سر جيو., خب وضع گروه بهتر شد.بيسيت ما برزيلي بود و كاره مارو در لهستان ديده بود .در تابستان 97 سودي كه از اجراي تورها بدست آورديم چشمگير بود. ما كارمونو توسعه بيشتري داديم ...بايد ياد آوري كنم كه ما تورهاي در امريكاي لاتين برگذار كرديم كشورهايي مثل .برزيل..ارژانتين ..شيلي .وقتي كه تور ها ما تمام شد ما به ليسبون برگشتيم. 8 هفته گذشته بود و ما اصلا خسته نبوديم بلكه خوشحال هم بوديم كه به همراه گروهاي مانند تريون..انتما و دارك سايد برنامه اجرا كرديم. در دسامبر سال 98 يك دوره از آلبوم گذشته بود و ما كارمونو شروع كرديم براي كاره جديدي به نام باتر فلاي كه كاري جالب جديد بود.بعد از ضبط كارمون ما به استانبول و براي توري به فرانسه رفتيم و توانستيم 12000 نسخه از آلبومان را بفروش برسونيم.و همينطور براي اولين بار تور آمريكاي شمالي را بر گذار كرديم.تا 3 سال بعدش ما كاري نداديم و كاره اخر ما تاريكي و اميد بود.در آخر بايد بگم اين تنها بيوگرافي درست گروه ماست..با تشكر از سايت متال استرم ...پايان

منبع:www.metal-baze2004.persianblog.com

 

N نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 1:44 توسط دزد دریایی |

بالای صفحه .:|:. پست الکترونیک .:|:. آرشیو

© Copyright 2005, All Rights Reserved TAVOOSBLOG
امکانات - ارتباط از طریق یاهو
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
نامه به مدیر وبلاگ
متن نامه خود را بنویسید

بهترینها برای ایرانیان