تبليغاتX
امپراطور درَه متال - khafan619.BLOGFa.Com
To Bury Alive Dirty's Human Inside The Empire Valley Of Metal
امپراطور درَه متال


قسمتی از آهنگ Disposable Teens از مرلین منسون

 

I Never Really Hated The One True God

But God Of The People I Hated

N نوشته شده در سه شنبه نهم مرداد 1386ساعت 0:24 توسط دزد دریایی |

سلام و درود بر همه دوستان

پست قبلی راجع به مرگ کرت کوبین بود که تقریبا همه شنیدن که کرت خودکشی کرده و قبل از اون چند بار هم اقدام به خودکشی کرده برای همین خیلی ها شک می کنن که این مطالب درست باشه من خودم هم کاملا مطمئن نیستم.اگر در قسمت نظرات نظر دوستان دیگه ای رو هم دیده باشید متوجه می شوید که یکی از دوستان گفته که روح کرت رو احضار کرده و از اون پرسیده که خودکشی کرده یا کشتنش و کرت گفته که کسی منو نکشته . حالا می ریم سر احضار روح که ممکنه خیلی ها به اون اعتقاد نداشته باشن اما این چیزی نیست که دروغ بشماریمش روح که وجود داره و البته راه هایی هم است که روح رو به طرف خودت بکشی یعنی در واقع اونو احضار کنی که البته روح خیلی عذاب می کشه من فکر می کنم که افراد کمی در بین شما باشه که به اون اعتقاد نداشته باشه حالا نتیجه گیری شما رو نمی دونم... من ازهمین دوست عزیز یعنی Amir Grief خواستم که مطلب کاملی در این رابطه در اختیار من بذاره که توی این پست قرار بدم در قسمت پایین مطلبی رو به زبان خودشون می خونید که امیدوارم در نتیجه گیری درست به من کمک کنید به نظر من هر چی اکثریت بگن همون می تونه درست باشه ...

این مطلب در رابطه با علم ماوراءطبیعه است در رابطه با احضار... احضار ارواح .در یکی از روز های تابستان در کنار یه مدیوم ارتباط قرار داشتم ناخودآگاه به فکر احضار روح کرت کوبین افتادم همینطور چون اون موقع به این علم اعتقاد کلی پیدا نکرده بودم خواستم با این ارتباط بیشتر واقف بشم و به دلیل اینکه اون فرد کرت و نیروانا رو نمی شناخت خواستم باورم قوی تر بشه پس از اون خواستم و اونم قبول کرد اول از همه چیز اسم و محل مرگش رو پرسید و منم گفتم , اون با خواندن یکسری دعاهای مختلف از روح خواست که به اینجا بیاد و ارتباط داشته باشیم اینم بگم که نحوه ی ارتباط اون به شکل نوشتاری و بر روی کاغذ بود بعد از چند دقیقه نوشته های عجیبی اومد که بیشتر نامفهوم بود اینو حتما می دونید که روح های خارجی با استفاده از مرشد و راهنمای وصیت (کسی که ارتباط بر قرار می کنه )با انسان ارتباط می گیره.اول از هر چیز سلام کردیم و جواب داد هنوز برگه های اون احضار رو نگه داشتم و از روی اون می گم ازش خواستیم که خودشو معرفی کنه اون خودشو معرفی کرد از اون پرسیدم که قبلا چکاره بوده گفت که موزیسین بودم و کارم آهنگسازی برای خودم و دوستانم بوده پرسیدم که نام گروهت چی بود؟گفت نام گروه من به نام خودم که به شما معرفی شده بود , نیروانا یه گروه رقص آتش . وقتی اینو گفت همون لحظه یه اعتماد بالایی نسبت به اون ارتباط پیدا کردم اون گفت معنی اون به اسم خدایان اهرام مصر بوده در ادامه گفت به نام خدایان آتش. به نام خدای من خدای تو هم هست ولی اون موقع نمی دونستم و به این دین اعتقاد نداشتم ولی حالا به خدای جهان هستی و روحی اعتقاد دارم من در جهان هستی خدای عشق و آتش و جهان روحی رو نمی شناختم من فقط به موزیک و جهان موزیک فکر می کردم ازش پرسیدم آیا خود کشی کردی یا کشتنت؟که در پاسخ گفت به من در جهان شما جواب نداد ولی جهان روحی جواب داد ,جهان روحی جهان خوبیه من به علت خود کشی به جهان روحی اصلی نرفتم ولی باز هم از جهان هستی بهتره جهان روحی شما خیلی عالیه جهان روحی به من جواب داد که با مردم چطور باشم من که کمک نیاز دارم کمک به همه ی مردم... به من رحم کنید... به من جواب ندید... به من نپیوندید...به من جواب ندید من در عذاب هستم...این نوشته هارو پشت سر هم می گفت که به من رحم کنید... بعد از چند ثانیه پرسیدم که چرا در عذاب هستی؟ گفت عذابی که چرا مردم رو به دین دیگری بردم چرا دین ما فرق می کرد پرسیدم چه دینی؟گفت دین ما حالا برای شما ناشناخته است ما برای خودمون در بین خودمون دین خاصی داشتیم که مخفی بود برای همین به گناه گرفتار شدم به خدای یکتا اعتقاد پیدا کن و اونو به سمت خودت بکش و برو به دنبالش به دنبال خدای جهان روحی و هستی خدای آمرزنده خدای مهربان و خدای خوب در اینجا کرت همه ی صفت های خوب که برای خدا بود به کار برد ازش پرسیدم چرا خودتو کشتی؟ گفت چون به مرگ فکر می کردم و مردم رو فراموش کرده بودم شاید دیوانه بودم پرسیدم وصیت هم داشتی و یا نوشتی؟ گفت نه من وصیت ندارم و نگفتم ,گفتم پس اون وصیت نامه چیه؟ گفت به جای من نوشتن و گفتن چون در جهان شما من دشمن زیاد داشتم و دشمنانم هنوز هم می خوان خرابم کنن بعد در ادامه اش گفت برو به دنبال خدای خودت و ما رو فراموش کن و چون من ساز می زنم یعنی نصیحت کرد که برای خودت ساز بزن یعنی برای دل خودم ساز بزنم و با هیچ گروهی کار نکنم و در آخر هم یک جمله رو گفت( بهت نصیحت می کنم که به مردم اهمیت بدی)

خوب ... از Amir Grief مدیر وبلاگ خدای بهشت گم شده هم تشکر می کنم ... بدرود

N نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:31 توسط دزد دریایی |

مشاهداتی بر مرگ کرت کوبین

سلام و درود بر همه ی دوستان, برای این پست یه مطلب در مورد مرگ کرت کوبین گذاشتم چون وقتی با توجه به این مطلب فهمیدم که به احتمال خیلی زیاد کرت کشته شده و خودکشی نکرده گفتم برای شما هم بذارمش تا به واقعیت پی ببرید برای همین از دوستان خوبم جیحون و هامون که این مطلب مربو ط به وبلاگ اونها هست خواهش کردم که اجازه بدن برای این پست از اون استفاده کنم و اونها هم لطف کردند و این اجازه رو به من دادند.

مردگان ، ماشه را نمی کشند

مشاهداتی بر مرگ کرت کوبین

آیا کرت کوبین به قتل رسید ؟

چاپ شده در روزنامه " هت نئوزبلد " در 4 جولای 1998

چه کسی کرت کوبین را به قتل رساند ؟ این عنوان کتابی است که توسط یان هالپرین و مکس والاس ، دو ژورنالسیت ( روزنامه نگار ) کانادایی نوشته شده . بر اساس تحقیقات آنها ، خوانندۀ نیروانا خودکشی نکرده است ، بلکه به قتل رسیده.

رابرت لی ِ روزنامه نگار که برنامه ای تلویزیونی را درست کرده بود ، اولین قسمت این برنامۀ بحث برانگیز خود را با عنوان " کرت کوبین به قتل رسید " ، شروع کرد جسد کرت کوبین در جمعه 8 آپریل سال 1994، در بالای گاراژ خانه اش در سیاتل پیدا شد.

"معلومه که خودکشی بوده " ! . چون کورتنی لاو ( همسر کرت کوبین - همچنین خوانندۀ گروه " هُل " ) کارآگاهی خصوصی را برای یافتن محل همسرش استخدام کرده بود!

او به کارآگاه خصوصی ، دوستانش و پلیس گفته بود که " او-کرت کوبین- مسلح است و هر آن احتمال دارد که خودکشی کند"

هروئین:

پلیس ها در کنار بدن کوبین سوزن و نخی برای بستن دست پیدا کردند . کوبین هروئین مصرف کرده بود . هروئین وقتی وارد سیستم بدن انسان شود ، تبدیل به مورفین می شود . نیم میلی گرم در لیتر از این ماده ، وقتی وارد بدن شخصی معتاد شود ، او را خواهد کشت . در بدن کرت کوبین سه برابر این رقم تشخیص داده شده است . یعنی 1.52 میلی گرم در لیتر . این مقدار از این ماده ، دُزی خیلی بالا محسوب می شود.

کوبین با وجود این دُز از این ماده در بدنش ، این کارها را انجام داده : 1- هروئین را در جعبه سیگارش کنار گذاشته . 2- آستینش را پایین آورده و دکمه های آستینش را بسته . 3 - تفنگ را گرفته و به درون دهانش شلیک کرده.

ما این را زمان بندی کردیم : پایین آوردن آستین ، بستن دکمه و در مورد تفنگ از یک قاشق استفاده کردیم و آن را داخل دهانمان گذاشتیم

این کارها را سه بار انجام دادیم و هر دفعه 20 ثانیه طول کشید تا این کارها را بتوانیم انجام دهیم ... و این غیر ممکن است . با آن دُز از ماده مخدر که در بدن کوبین وجود داشت ، او در 2 ثانیه بعد مرده بود و این امکان وجود نداشت که بتواند به خودش شلیک کند.

کارت اعتباری:

کرت کوبین در آن روزهای آخر یک کارت اعتباری داشت . کورتنی لاو ، وقتی که کوبین در 1 آپریل از مرکز نوتوانی غیبش زد ، این کارت را مسدود کرد . کورتنی لاو به پلیس ها گفت که فکر می کرد که اگر این کار را بکند ، کرت کوبین به دلیل نداشتن پول برخواهد گشت.

کارت اعتباری استفاده شده بود ولی این کارت اعتباری هیچ وقت در خانۀ کوبین پیدا نشد.

نامه خودکشی:

این نامه کنار جسد کرت کوبین پیدا شد ( همراه خودکار ) . در این نامه مطالبی در مورد اینکه کرت از موفقیتش در موزیک لذت نمی برد ، چیزهایی نوشته شده بود در نامه ، چیزی مبنای بر اینکه کوبین می خواهد خداحافظی کند ، نوشته نشده بود . او فقط از زندگی اش به عنوان یک خدای راک ، خسته شده بود و می خواست که استراحت کند.

فقط چهار خط آخر از این نامه یک خداحافظی واقعی ست .

کورتنی ، خواهش می کنم به خاطر فرانسیس ( دختر کوبین ) و زندگی اش که بدون من خیلی شادتر خواهد بود ، ادامه بده . "دوستتان دارم ، دوستتان دارم " . و دقیقاً این جمله ها با یک دست خط دیگر نوشته شده اند این دست خط مورد قبول همه قرار دارد که دست خط کوبین است . بیشتر نامۀ به اصطلاح خودکشی ، شبیه این نوشته شده است:

و این قسمتی از نامه است که با دست خط دیگری نوشته شده:

اینها خط هایی از آخر نامه هستند . کارشناسان ، از جمله تام گرانت ( کارآگاه خصوصی ای که خود کورتنی لاو برای پیدا کردن کوبین استخدام کرده بود ) ، گفته اند که این قسمت از نامه از طرف یک شخص دیگر نوشته شده است.

این قسمتی از دست خط کورتنی لاو است که بعد از اینکه تام گرانت را استخدام کرد ، برای او نوشت . توجه کنید که حرف های " ک " ، " اف " و " پی " در این نوشته به 4 خط آخر نامه " خودکشی " کوبین شبیه هستند . همچنین حرف " ای " هم شبیه به نظر می رسد

 

این هم مقایسه ای از چهار خط آخر نامه به اصطلاح خودکشی و دستخطهای کورتنی لاو در جلدهای پشتی آلبوم و سینگل گروه " هُل"

اثر انگشت:

پلیس ها اثر انگشت خوانایی روی تفنگ پیدا نکردند . همچنین روی دو فشنگی که هنوز در تفنگ قرار داشتند هم اثر انگشتی خوانا پیدا نشد و همچنین روی خودکاری که با آن نامۀ به اصطلاح خودکشی نوشته شده بود ، هم اثر انگشتی خوانا پیدا نشد.

الدون هُک:

این خوانندۀ گروه پانک " د منتورز " ، با نام مستعار " ال دُک " ، ادعا کرده بود که کورتنی لاو در هالیوود از او خواسته بود ، به ازای پرداخت 1.50 میلیون فرانک بلژیک ( 50 میلیون تومان ) ، کرت کوبین را به قتل برساند . او این مطلب را در بازپرسی ای که از او در سازمان پلیس انجام شد هم تکرار کرد . از او تستی با دستگاه دروغ سنج گرفتند و نتیجه این بود که او حقیقت را می گفت.

الدون هُک همچنین به پلیس ها - او این مطالب رو در بی بی سی هم گفته بود - اعتراف کرد که : " من آدم ثروتمندی نیستم و 1.50 میلیون فرانک بلژیک برای من پول زیادیه . کورتنی لاو می دونست که منو می تونه کجا پیدا کنه . چون از 10 سال پیش منو می شناخت . او اومد و به من گفت : " من به تو نیاز دارم تا برام کاری رو انجام بدی . کرت متوجه رابطۀ من با شخص دیگه ای شده و می خواد که از من طلاق بگیره " . با این ازدواج ِ در شرف طلاق ، کورتنی لاو می دونست که تنها راه برای رسیدن به پول های کوبین ، کشتن کرت کوبین هست . براش مهم نبود که من چطور این کار رو می خوام انجام بدم ، تنها چیزی که براش مهم بود ، این بود که کوبین کشته بشه".

هشت روز بعد ، الدون هُک با تصادف با قطار کشته شد.

یک موضوع دیگر:

این است که کورتنی لاو در لس آنجلس ماند و برای پیدا کردن کوبین به سیاتل نرفت . او گفت که کارهایی در لس آنجلس دارد . او به پلیس گفته بود که کوبین گم شده است و همچنین مسلح است و هر آن احتمال دارد که خودکشی کند . و دقیقاً این باعث شد که پلیس بی درنگ این نتیجه را بگیرد که کوبین خودش را کشته است ؛ آنها شستشوی مغزی شده بودند.

کورتنی لاو یک روز قبل از اینکه جسد کوبین پیدا شود ( در آن روز 24 ساعت از زمان مرگ کوبین می گذشت ) ، به دایلن کارلسون ( دوست صمیمی کرت کوبین ) گفته بود : تو و تام گرانت باید بروید نگاهی به اتاق بالای گاراژ بیاندازید . دایلن کارلسون اینکار را نکرد ، چون می دانست که با چه چیزی مواجه می شود . این موضوع را تام گرانت بیان کرده است.

این هم جزئیات آن صحنه:

به نظر من کرت مثل همه ی اشخاص دیگه قصدی از نوشتن اون نامه نداشته (وصیتنامه) و مثل خیلی ها که زندگی نامه یا خاطرات می نویسند او هم مشغولیات ذهنی خودشو بیان کرده و کورتنی با اضافه کردن چهار خط آخر اونو تبدیل به نامه خداحافظی و وصیتنامه کرده .

N نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 0:18 توسط دزد دریایی |

معنی آهنگ فرانتیک از گروه متالیکا

      Frantic

دیوانه وار

If I could have my wasted days back

اگه می تونستم به روزهای تلف شدم برگردم

؟Would I use them to get back on track

آیا دوباره به این راه پا می گذاشتم؟

Stop to warm at karma's burning

توی گرمای سوختن سر نوشتم با یستم

Or look ahead but keep on turnin?

یا به جلو نگاه کنم اما جستجو رو ادامه بدم

Do I have the strength To know how I'll go?

آیا قدرت اینو دارم که بدونم چطور باید ادامه بدم؟

Can I Find it inside To deal with what I shouldn't know?

می تونم در درونم پیداش کنم تا بفهمم چه چیزیو باید بدونم

Could I have my wasted days back

اگه می تونستم به روزهای تلف شدم برگردم

Would I use them to get back on track?

آیا دوباره به این راه پا می گذاشتم؟

(You live it or lie it (x4

تو باهاش زندگی می کنی یا بهش دروغ می گی

My lifestyle determines my deathstyle

طرز زندگی من مرگمو مصمم کرده

My lifestyle determines my deathstyle

طرز زندگی من مرگمو مصمم کرده

Keep searching. Keep on searching

جستجو رو ادامه بده, جستجو رو ادامه بده

This search goes on ,This search goes on

این جستجو ادامه پیدا می کنه, این جستجو ادامه پیدا می کنه

Keep searching, Keep on searching

جستجو رو ادامه بده, جستجو رو ادامه بده

This search goes on This search goes on,

این جستجو ادامه پیدا می کنه, این جستجو ادامه پیدا می کنه

(Frantic-tick-tick-tick-tick-tick-tock (x4

دیوانه وار تیک تیک تیک ...

I've worn out always being afraid

من خسته کوفتم همیشه ترسیدم

And endless stream of fear that I've made

یه رود بی پایان از ترس که خودم به وجودش آوردم

Treading water full of worry

به یه جریان پر از اضطراب پا گذاشتم

This Frantic-tick-tick-tick-talk of hurry

این عصبانیت تیک تیک تیک ... از عجله حرف می زنه

 (My lifestyle determines my deathstyle(Birth is pain

طرز زندگی من مرگمو مصمم کرده (تولد یه درده)

(A rising tide that pushes to the other side(Life is pain

طغیان جزر و مد منو به یه طرف دیگه می کشونه(زندگی درده)

(My lifestyle determines my deathstyle(Death is pain

طرز زندگی من مرگمو مصمم کرده(مرگ درده)

(A rising tide that pushes to the other side(It's all the same

طغیان جزر و مد منو به یه طرف دیگه می کشونه(همشون شبیه همند)

Keep searching, Keep on searching

جستجو رو ادامه بده, جستجو رو ادامه بده

This search goes on, On and on

این جستجو ادامه پیدا می کنه, ادامه و ادامه

Keep searching, Keep on searching

جستجو رو ادامه بده, جستجو رو ادامه بده

This search goes on, On and on

این جستجو ادامه پیدا می کنه, ادامه و ادامه

(Frantic-tick-tick-tick-tick-tick-tock (x4

دیوانه وار تیک تیک تیک ...

 

N نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 1:4 توسط دزد دریایی |

بی جذبه

بی جذبه

 

همونطور که خیلی هاتون می دونید یکی از بزرگترین عنصر تاثیر گذار بر جنبش هوی متال فردریک نیچه فیلسوف هستی گرا بود. من داشتم کتاب چهارم سپیده دمان اثر نیچه رو ورق می زدم که پاره ی 266 خیلی برام جالب بود اونو براتون گذاشتم تا شما هم در اون تفکر کنید :

 

پاره ی266: "بی جذبه._ او جذبه ای ندارد و این را می داند. اوه، چه خوب بلد است بر این دانایی نقاب بزند! با فضیلت سخت گیرانه، با تیرگی نگاه، با بی اعتمادی پذیرفته به آدمیان و هستی؛ با بذله گوییهای پوسیده، با خوار داشتِ شیوه ی ظریفتر زندگی، با انگیختگی و دعوی ها، با فلسفه ای سُخره گر _آری، خود آگاهی مدام از این کاستی اش، مَنِشِ او گشته است."

 

 

فردی که شخصیّتش به گونه ایست که در بین افراد عادی جایی ندارد او سعی می کند به انجام کار هایی که مورد پسند مردم است بپردازد تا خود را در میان آنان جا بدهد در واقع این اعمال یک نقابیست برای پنهان کردن شخصیت اصلی اش، اما به دلیل تداوم این نقش شخصیّّتش به آن عادت کرده و به گونه ای با آن تلفیق شده و همانند رفتار جدا ناپذیر گشته است.

 

 

در انتها:

این شعر مربوط به مترجم کتاب سپیده دمان(علی عبداللهی) هست خیلی زیبا بود دلم نیومد براتون نذارمش، در مورد همین کتابه و البته باید اضافه کنم که این کتاب واقعاً فوق العاده ست.

 

 

چرخ پرنده ای

 

مکاشفه ی رازی که نمی داند

 

در ساقه ی تردش

 

        دانه ی فراموشی ست

 

حکایت از دل شنها

 

        بر می شود و

 

نامتان را در هوا می دمد

 

پس سپیده دمی بود_بی تردیدی بیدار شده_

 

که تو بیدار شدی

 

و صدایش را از دهان تو چید

 

و بازوبندش را از دستت ربود

 

و بالاپوش شنی اش

 

        را بر تو آرام کرد

N نوشته شده در شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 1:52 توسط دزد دریایی |

مردی از تاریکی

چشمانم را باز می کنم در انتهای کوچه ای تنگ و تاریک ایستادم که دیوار های دو طرف بلند و سیاه هستند تمام بدنم از سرما بی حس شده آهسته قدم برمی دارم شاید آتشی برای گرم کردن خودم پیدا کنم  پاهایم نای رفتن ندارند دستکش های پاره ای که به دست دارم دیگر توانایی مقابله با این سرمای لعنتی را ندارد کمی جلوتر می روم پیر مردی بر روی آتشی خم شده و خود را گرم می کند تمام قامت او با بارانی بلند پاره پاره ای پوشیده شده سرش را بلند می کند و به من نگاه می کند چهره ی او از میان موهای بلند در هم رفته اش به سختی قابل تشخیص است با چشمان بی رمق خود از او می خواهم که در گرمای آتشش مرا هم سهیم کند اما او از من روی بر می گرداند و قدم های سنگین خود را به طرف انتهای کوچه بر می دارد من به طرف آتش می روم اما آتش هم مانند پاهای من نا ندارد و در انتها تنها چیزی که باقی می ماند یک مشت خاکستر است همچنان با تنی نحیف به راه خود ادامه می دهم من هدف خود را نمی دانم فقط می دانم که باید بروم و نمانم , در چند قدمی پاهایم پسر بچه ی لاغر و ناتوان تن خود را به آغوش سرد کوچه سیاه سپرده دستان او را در دست می گیرم چقدر سرد است به حال او غبطه می خورم که با خیالی آسوده سر بر زمین نهاده و هیچ چیز را حس نمی کند یک طفل بی گناه , ولی من!!! کاش در کودکی تن خود را به خاک می سپردم تا به گناهانم افزوده نگردد. خدای من دارم به کجا می روم همان بهتر که در کنار این کودک بی گناه سر به زمین نهم تا شاید خداوند مرا ببخشد چشمانم را می بندم کاش می شد این خواب یک خواب ابدی بود… باز چشمانم را باز می کنم نمی دانم چقدر زمان گذشته به پسربچه نگاه می کنم  اما در جای خود نیست سرم را بالا می گیرم او بالای سر من ایستاده و لبخند سردی بر لب دارد دستش را به طرف من دراز می کند دستان او را می گیرم مثل قبل سرد نیست بعد از چند دقیقه دستانش را از من جدا می کند و قدم زنان از من دور می شود در دور دست نوری پیداست او به طرف نور حرکت می کند و آن نور عجیب او را فرا می گیرد و من دیگر او را نمی بینم و باز هم به حال او غبطه می خورم  که ای کاش جای او بودم, از آینده ام می ترسم یعنی من هم به آن نور می پیوندم یا گناهان بی شمار من مانع می شوند...        

N نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 1:46 توسط دزد دریایی |

بيوگرافي مون اسپل از قلم Fernando Ribeiro

 

بيوگرافي مون اسپل از قلم Fernando Ribeiro سر پرست و وكال گروه ::


بعد از كارهاي سخت و تمرين هاي دشوار و تهيه كردن لوازم ضروري و مكاني براي تمرين كارهيمان و بالاخره پيدا كردن يك گيتاريست كه گروه ما رو كامل كندالبته مكاني كه براي  تمرين انتخاب كرده بوديم در مركز شهر كوچك Brandoa
بود.من سرعت كارمون بخاطر نميارم فقط اينو ميدونم كه اولين كارمون به نام The Feverبه سرعت آماده شد .ما شب و روز كار ميكرديم تا اينكه 12 تراك را آماده كرديم .ولي متاسفانه از كار ما استقبال نشد بخاطر كيفيت كم كار بودهمين شد كه ما تصميم گرفتيم به يك استديو حرفه اي تر برويم.ما كارمون را با بحران زيادي آغاز كرديم ..ما حتي سود كمي هم ازكارمون نبرديم و از آينده خبر نداشتيم وهمينطور نتيجه كار...به هر حال بنياد گروه را با كار سخت گذاشتيم.بالاخره با آمدن يك درامر و يك گيتاريست گروه كامل تر شد .از عواملي كه باعث شد ما دير تر ترقي كنيم تكميل نشدن گروه بود. گيتاريست ما از گروه جدا شداولين كار ما به نام Serpent Angel" منتشر شد.همچنين ما بعد از آن دعوت شديم براي ضبط يك آلبوم به همراه گروه ديگر پرتغالي كه شركت مستقلي به نام MTM  داشتند. ما احساس كرديم الان بهترين زمان براي ريسك هست ...پس رفتيم كه كار را شروع كنيم.كاربسيار سنگين بود مثلا  ما يه تراك رو 13 بار اجرا كرديم.ما تجربه هاي زيادي از آن كار كسب كرديم..ما تصميم گرفتيم يك دمو از آلبومان ضبط كنيم و همچنين  خواستيم كه تغيیرات ضروري را در گروه بوجود آوريم اولين مرحله اخراج دارمر گروه بود. سپس  , Mike  به گروه پيوست و همچنين اساسي ترين تغيير در اسم گروه داديم اسم گروه به MOONSPELL  تغيير كرد...حالا يك روع واقعي آغاز كرديم...با روحيه بهتر و آدماي بهتر...3 تا از تراك هاي كه  ضبط كرده بوديم در يك تراك در آورديم و اولين مو به نام  Anno Satanae"  در سال 1993 منتشر شد.

ما كارمون رو آلبوم جديد شروع كرديم بعد از اينكه از آلمان برگشتيم البته در آلمان در فستيوال دارك شركت كرده بوديم ما با كرمتوري در آن فستيوال شركت كرده بوديم در آن فستيوال اكثر گروهاي زير زميني گردآوري شده بودند اين تور يك كاره موفقيت آميز بود چون ما تونستيم چند تا تراك جديد براي آلبوم جديد بسازيم و همچنين تي شرت هاي براي هواداران گروه ساخته بوديم كه بخوبي فروش رفت والدميربا بعنوان مدير برنامه با ما همكاري كرد البته او ايندفعه ديگه با يك گروه بي تجربه طرف نبود. نتيجه زحمات ما آلبومي به نام ايرجيليوس شد كه كاري متفاوت با آلبوم قلب گرگ بود. در اين آلبوم ما تغيير كرده بوديم ما واقعا اين تغيير ميخواستيم .خوب يه چيزاي واقعا تو بيوگرافي نميشه گفت بايد منو بخشين . ما اولين كليپ ويديوي كه ضبط كرديم اوپيوم بود كه در در ليسبون بود.ما در 12 جولاي 1996 يك كنسرت در پرتغال ضبط كرديم ما قول هاي به طرفدارامون داده بوديم كه اميدوارم 3000 نفري كه به ديدن ما اومده بودن جوابشون گرفته باشن و هيچوقت اين كنسرت فراموش نكنن ما در آن كنسرت آلبوم قلب گرگ اجرا كرديم.كانال ويوا كه يك كانال آلماني هست يه برنامه ويژه براي ما ترتيب داد كه واقعا ازشون متشكريم.آلبوم آخر ما در پرتغال 10000 نسخه فروش كرد و همينطور جزوه 50 آلبوم پر فروش اروپا شد. ما بعد از 2 ماه تور دراروپا به پرتغال برگشتيم بزودي آلبوم ما در استرليا .اتريش..ايتاليا ...عرضه گرديد البته با پشتياني شبكه ويوا ما 50000 نسخه از آلبوم فروختيم اين در موقعيتي بود كه آلبوم مارلين منسون و كرن از نظر فروش بعد از ما قرار داشت .حالا ما كارو براي آلبوم (سين پيكادو )شروع كرده بوديم خوب تورها كمي كاراهاي مارو عقب انداخته بود البته اميدوارم اين بيوگرافي بيو بعدي نباشد چون خوب قطعا حافظه من يك كامپيوتر نيست. ما درست ازسال 1994 كار حرفه ايمون شروع كرديم ..ولي بر خلاف بيشتر گروها قصد ما فقط پيشرفت بود و ميخواستيم يك موسيقي اجرا كنيم نه چيز ديگر.بعد از سال 1997 گروه ما دچار شوك شد فكرشو بكنين ملودي ساختن ..ريتم ساختن و شعر نوشتن همه اينا دچار مشكل شديم..و در آخر مشكل از دست دادن بيسيت نيز اضافه شد بعد از اين شوك ها ما ادامه داديم ..ما يك بيسيت جديد پيدا كرديم به نام سر جيو., خب وضع گروه بهتر شد.بيسيت ما برزيلي بود و كاره مارو در لهستان ديده بود .در تابستان 97 سودي كه از اجراي تورها بدست آورديم چشمگير بود. ما كارمونو توسعه بيشتري داديم ...بايد ياد آوري كنم كه ما تورهاي در امريكاي لاتين برگذار كرديم كشورهايي مثل .برزيل..ارژانتين ..شيلي .وقتي كه تور ها ما تمام شد ما به ليسبون برگشتيم. 8 هفته گذشته بود و ما اصلا خسته نبوديم بلكه خوشحال هم بوديم كه به همراه گروهاي مانند تريون..انتما و دارك سايد برنامه اجرا كرديم. در دسامبر سال 98 يك دوره از آلبوم گذشته بود و ما كارمونو شروع كرديم براي كاره جديدي به نام باتر فلاي كه كاري جالب جديد بود.بعد از ضبط كارمون ما به استانبول و براي توري به فرانسه رفتيم و توانستيم 12000 نسخه از آلبومان را بفروش برسونيم.و همينطور براي اولين بار تور آمريكاي شمالي را بر گذار كرديم.تا 3 سال بعدش ما كاري نداديم و كاره اخر ما تاريكي و اميد بود.در آخر بايد بگم اين تنها بيوگرافي درست گروه ماست..با تشكر از سايت متال استرم ...پايان

منبع:www.metal-baze2004.persianblog.com

 

N نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 1:44 توسط دزد دریایی |

مصاحبه با کرک همت

سلام... اين آپديت رو اختصاص ميدم به يک مصاحبه درباره آلبوم مستر ... مصاحبه هم با کرک انجام شده .

'Battery'

دقيقا يادمه... سال ۱۹۸۴ که ما در لندن يک خانه اجاره کرده بوديم... ما دور هم نشسته بوديم و داشتيم فيلم The Young Ones رو از تلويزيون تماشا می کرديم...  جيمز کنار من نشست و Riff ابتدای اين آهنگ رو زد... من گفتم: اووووووه اين چيه؟؟؟ کاملا هيجان زده بودم.

'Master Of Puppets'

ما خيلی توی دانمارک معطل شديم برای ضبط اين آلبوم... در اصل منتظر بوديم تا لارس ترکهای درامش رو کامل کنه... و من و کليف هم پشت سر هم پوکر بازی می کرديم...اين آهنگ منو ياد اون بازيها و خوردن شراب در دانمارک می ندازه!!!!

'The Thing That Should Not Be'

من سولوی اين آهنگ رو خيلی سريع نوشتم؛ برای اينکه فقط دو ساعت تا پرواز بازگشت به سان فرانسيسکو وقت داشتم. با اينکه Scale کار رو می دونستم، اما واقعا هيچ ايده ای تو ذهنم نبود. پس به تهيه کننده گفتم: فقط ضبط رو روشن کن. و من همينطور گيتار زدم. و خيلی زود تمومش کردم. حالا که مردم به من ميگن اين سولو رو دوست دارن؛ يا اين بهترين سولوی اين آلبومه... خب من متحير ميشم.

'Welcome Home Sanitarium))' و 'Orion'

در اصل Welcom Home به  Orion متصل بود، تا زمانی که ما نشستيم و ديديم که اين طوری به صورت مزخرفی طولانی ميشه... پس اونا رو از هم جدا کرديم.کليف نقش  بزرگیرو در Orion داشت، تقريبا تمام هارمونی ها کار اون بود ..  و از عهده اش بر اومد....بخوبی همه قسمتهای بيس اون!

'Disposable Heroes'

در حقيقت ايده اصلی اين آهنگ از سری فيلمهای کمدی Hogan's Heroes! گرفته شده. که توسط جيمز اجرا شد. يادمه وقتی در حال نوشتن ريف اصلی اين آهنگ بودم، در حال ضبط آلبوم Ride در خانه يک دوست در دانمارک بوديم. در حقيقت خيلی از ايده های آلبوم Master وقتی اجرا شد که ما در دانمارک مشغول ضبط Ride The Lightning بوديم.

'Leper Messiah'

خب من اعتراف می کنم که اين اسم رو از شعر يکی از آهنگای David Bowie  به نام 'Ziggy Stardust' برداشتم.!! من در يکی از تورهای اونها بودم و وقتی اين خط از شعر رو شنيدم 'Like a leper messiah'  فهميدم که اين ميتونه يه اسم عالی برای آهنگ باشه. به جيمز گفتم و اون هم قبول کرد.

'Damage Inc.'

خب قبل از اينکه ما شروع به ضبط اين آلبوم بکينم، اين آهنگ رو کليف روی يک نوار ضبط کرده بود. اون منو به اتاقش برد و قبل از اينکه بخوابيم قسمتی از آهنگ رو برای من اجرا کرد. چيزهايی که او ميزد اصلا شباهتی به هم نداشتند، اما کليف خيلی با اين آهنگ حال می کرد، اين آهنگ رو خودش تنهايی جلو برده بود.

مصاحبه کرک با مجله متال همر در سال ۲۰۰۰

www.metal-baze2004.persianblog.com

 

N نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 6:46 توسط دزد دریایی |

                                                                                                                        

N نوشته شده در جمعه نوزدهم آبان 1385ساعت 21:52 توسط دزد دریایی |

سلام دوستان

من دومین وبلاگمو که درباره ی کشتی کج هست درست کردم اگه کشتی کج دوست داشتید می تونید یه سر بزنید و کمکم کنید تا یه وبلاگ خفن از آب در بیاد .

ممنونم      

 لینک وبلاگ کشتی کج(اینجا کلیک کنید)

N نوشته شده در پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 23:25 توسط دزد دریایی |

خودکشی
 

بعضی وقتا که خیلی حالم گرفته میشه و حسابی قاطی می کنم فکر میکنم که چیکار کنم که از دست خودم خلاص بشم بعضی ها فکر میکنن که خودکشی بهترین راه,اما بعد از اینکه کمی آروم می شم به خودم می گم:اگه یه شمعو توی یه اتاق تاریک بذارم نور شمعه آروم آروم زوایا و وسایل اتاق رو روشن می کنه,در و دیوار و وسایل اتاق نور شمعو برمی گردونن و منعکس می کنن. بعد با خودم فکر میکنم پس من چی؟ نور زندگی من کو؟ولی نه چرا!چرا! وجود داره!من نور به این بزرگیو چطور فراموش کردم؟! نور خدا رو.مگه من چی از در و دیوار و وسایل توی اون اتاق تاریک کم دارم که نتونم نور خدارو منعکس کنم و برگردونم. من باید قوی تر از این باشم که با یه شکست در زندگی بخوام خودکشی کنم.

                                                                                                                        

N نوشته شده در دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 5:58 توسط دزد دریایی |

انسانها

 

آدم ها بر دو قسم اند: یا مادر زادی گرگ به دنیا می آیند یا بره متولد می شوند. گرگ ها همیشه گرگ می مانند ولی بره ها یا در نهایت تبدیل به گوسفند تمام عیار می شوند و یا یاد می گیرند چگونه گرگ بشوند. قسمت جالب ماجرا اینجاست که گرگ "بره زاده" حریصتر و خونریز تر از گرگ"گرگ زاده" است زیرا که او از روی عقده و حقارت و کینه و نفرت می درد و گرگ زاده تنها به حکم عادت. 

                                                           

                                                               

N نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 6:38 توسط دزد دریایی |

رابطه خودکشی با متال

سلام رفقا

می خوام این پست رو اختصاص بدم به رابطه متال با خودکُشی. من چند وقت پیش یه مطلب خوندم که نشون می داد درصد خودکشی در بین افرادی که متال گوش می دن بیشتر از سایر افرادِ.من میبینم کسانی رو که حتی افسردگی گرفتند اما به نظر من کسانی که خودکشی می کنند اینقدر ضعیف و حقیر هستند که توانایی مقابله حتی با یک مشکل کوچیک هم ندارند.اینها افرادی هستند که همیشه در زندگی ضعیف هستند که وقتی با این نوع موسیقی آشنا می شوند بعد از مدتی به علت برقراری رابطه نادرست با موسیقی متال دست به خودکشی می زنند چون اونها فکر می کنند که متال همه ی افکار نادرست اونهاروقبول داره. نه...نه...این یه اشتباه بزرگه درسته متال از درد و رنج جوامع دم میزنه درسته مشکلات جامعه رو بیان میکنه اما در کنارش می خواد که همه کمک کنند که این مشکلات برطرف بشه با قدرت خودمون باید اونو برطرف کنیم نه اینکه با ذلت و خواری تمام به خاطر روبرو شدن با اونها خودکشی کنیم. بعضی ها فکر می کنند خودکشی خیلی جرات می خواد و هر کسی که این کارو بکنه خیلی شجاعه نه اینطور نیست هر کسی اینکارو بکنه نه تنها شجاع نیست بلکه از روی ترس و بزدلی روبرو شدن با مشکلاته که این کارو کرده پس خیلی حقیره.

 

                                                                                               

N نوشته شده در یکشنبه هفتم آبان 1385ساعت 6:37 توسط دزد دریایی |

چند عکس از گروه مختلف

 Bullet For My Valentine + +

 

 

 

+ P.O.D +

 

 

+ Rasmus +

 

 

+ System Off A Down +

 

 

+ Cradle Of Filth +

 

 

+ Wasp +

 

 

+ James And Chester +

 

 

+ Metallica +

 

 

 

                                                                                                                  

N نوشته شده در شنبه ششم آبان 1385ساعت 7:3 توسط دزد دریایی |

بالای صفحه .:|:. پست الکترونیک .:|:. آرشیو

© Copyright 2005, All Rights Reserved TAVOOSBLOG
امکانات - ارتباط از طریق یاهو
اين سایت را صفحه خانگي خود كنید !   تماس با مدیر سایت !   اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها !   لینک RSS
نامه به مدیر وبلاگ
متن نامه خود را بنویسید

بهترینها برای ایرانیان